جعفر حميدى
333
تاريخ اورشليم ( بيت المقدس ) ( فارسى )
10 . دياله diale يكى از مهمترين ريزابههاى ساحل چپ دجله ، كه سرچشمههاى آن در نواحى كرمانشاهان و كردستان ( ايران غربى ) است و در جنوب شرقى بغداد به دجله مىريزد . قسمتى از آن كه در ايران است سيروان نام دارد و گاهى اين اسم به همهء رود هم اطلاق مىشود . كمى پس از عبور از قزل رباط ( جلولاء ) در خاك عراق ، راه خود را در جبل حمرين باز مىكند . نزديك اين محل يك رشته كانالهاى عمده از دياله منشعب مىگردد ، كه از آنها براى آبيارى نخلستانها و محصولات زمستانى و تابستانى استفاده مىشود . زراعت وسيع و ميوههاى معروف ولايت دياله از بركت همين كانالهاست . از شهرهاى قديم كه از دياله و كانالهاى آن استفاده مىكردهاند نهروان ، بعقوبا ، دسكره و جلولاء بوده است . آثار دورهء ساسانى و ساير اماكن باستانى آن حاكى از اين است كه هميشه پرنعمت بوده است . در دورهء اسلامى « جادهء خراسان » ( از بغداد به ناحيهء جبال ) از اين ناحيه ( عمدتا در امتداد رودخانه ) مىگذشت و هنوز هم جادهء اتوموبيلرو بين بغداد و ايران عمدتا در همان امتداد است . ( د . م . ج 1 ص 1020 ) 11 . نبونيد آخرين پادشاه بابل ( 556 - 539 ق . م . ) وى با كوروش كبير معاصر بود او پسر كاهنهء معبد « سين » بود و به آثار باستانى و عتيق بيش از مملكتدارى علاقه داشت . در سال هفدهم سلطنت او كوروش عازم بابل گرديد و نبونيد را كه در جنگ شكست خورده بود ، اسير نمود . از عاقبت وضع وى اطلاعى در دست نيست . به روايتى كوروش او را به كرمان فرستاد و نبونيد تا آخر عمر همانجا ماند تا درگذشت و به روايتى به دست سردار كوروش به نام گبرياس كشته شد . ( ف . م . ج 2 اعلام ص 2104 ) 12 . بلشضر Belshazzar - [ بعل شاه را حمايت كند ] ، در كتاب مقدس ، پسر نبوكدنصر ، آخرين شاه بابل . در مهمانى باشكوه وى دست غيبى بر ديوار چيزى نوشت و دانيال آن را انقراض دولت وى تفسير كرد . همان شب بابل به تصرف كوروش درآمد ( دانيال 5 ) . هويت تاريخى بلشصر به تحقيق معلوم نيست . 13 . ذو القرنين [ عربى - صاحب دو شاخ ] ، لقب بعضى از سلاطين و بزرگان قديم . مشهورترين دارندگان اين لقب اسكندر مقدونى است . و ذو القرنين مذكور در قرآن ( سورهء كهف ، آيهء 82 به بعد ) را با او يكى دانستهاند . در توجيه اطلاق اين لقب به وى روايات مختلفى آمده است ، كاسهء سرش دو زائده به شكل شاخ داشت ؛ موهاى خود را مىبافته و به شكل دو شاخ در پيش پيشانى قرار مىداده ، از جانب پدر و مادر هر دو ، شريف بوده ؛ دو قرن زندگى يا سلطنت كرده ؛ به دو قطب زمين رسيد ؛ و غيره . . . اين لقب در مورد منذر ابن ماء - السماء ( جد نعمان بن منذر ) و تبع الاقرن ( شاه عربستان جنوبى ) و گاه در مورد على ( ع ) هم به كار رفته است . و بعضى ذو القرنين مذكور در قرآن را با تبع الاقرن يكى دانستهاند . اينكه مراد از ذو القرنين ذكر شده در قرآن كوروش كبير پادشاه هخامنشى ايران باشد ، احتمالى است كه درين اواخر داده شده است و دلايل مؤيد اين احتمال قوى نيست . موضوع دارا بودن دو شاخ در تصاوير اساطيرى سابقهاى بسيار قديم دارد . مولانا ابو الكلام آزاد در